![]()
خاطرات من در مجارستان شنبه 14 اسفند 1389برچسب:, :: 10:33 :: نويسنده : امیر سام(سامی)
چه روزها که یک به یک غروب شد،نیامدی * چه بغضها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیل آتشینسخن، تبر بدوش بت شکن * خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی برایما که دلشکسته و خسته ایم نه * ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام * دوباره صبح، ظهر، غروبشد، نیامدی الهم کن لولیکالفرج نظرات شما عزیزان:
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |